تبلیغات
Español para todos - یک استکان داستان!
 
درباره وبلاگ


با سلام و خسته نباشید خدمت شما بازدیدکننده ی عزیز,
ضمن تشکر از حسن انتخاب شما، به اطلاعتان می رسانیم که در این وبلاگ قصد داریم مطالب مختلف مرتبط با زبان اسپانیایی و کشورهای اسپانیایی زبان را برای شما عزیزان به اشتراک بگذاریم.
در حال حاضر دانشجوی زبان و ادبیات اسپانیولی دانشگاه تهران هستیم و سعی داریم اطلاعات مختلفی در زمینه های مختلف از جمله:
روابط ژئوپولیتیک (جغرافیای سیاسی) بین ایران و کشورهای آمریکای لاتین
مطالب سیاسی،اقتصادی،ورزشی،مذهبی،فرهنگی،هنر و...
متن موسیقی و ترجمه ی آن
سینمای دنیای اسپانیایی زبان
مطالب آموزشی زبان اسپانیایی
اخبار
و بسیاری از مطالب دیگر در زمینه های مختلف را در اختیار شما عزیزان بگذاریم.
آماده ی پاسخگویی به سؤالات شما و همینطور دریافت انتقادات و پیشنهادات از سوی شما عزیزان هستیم.
***تمامی مطالب وبلاگ طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران می باشد***
موفق و مؤید باشید... .

مدیر وبلاگ : کورش اشکبوس
نظرسنجی
کدامیک از مطالب زیر بیشتر مورد پسند شما واقع می شود؟








آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

کد لوگو حمایت از کشور ایران

Yahoo Status by RoozGozar.com

كد تعیین وضعیت یاهو

آگهی استخدام,استخدام دولتی,استخدام 93,استخدام بانک,استخدام آموزش پرورش,استخدام استانداری ها,استخدام مهندس
Español para todos
اسپانیایی برای همه
صفحه نخست             تماس با مدیر           پست الکترونیک               RSS                  ATOM
جمعه 9 اسفند 1392 :: نویسنده : محمد استادولی
جمعه شبتون بخیر.

یک استکان داستان امشب رو توصیه میکنم با قند یا مثل مادر بزرگا با توت نوش جان کنید.

یا علی...


http://axgig.com/images/54005434140172697384.jpg

(Mi madre era mentirosa )

Esta es la historia de un niño. Siempre

molestaba a su madre, la cual respondia

siempre diciendole:

_Hijo si no te comportas te quedaras sin

comer.

Él enfadado salía a la calle sin permiso para

escapar de ella.

Entonces su madre salía detras de él para

buscarle. cuando lo encontraba, lo metía en

casa, le duchaba, le daba de cenar y antes

de dormir cariñosas buenas noches.

Un día tras volver de la calle encontró de

que su madre había fallecido gracias a que

padecía una grabe enfermedad.

Meses después su padre trajo a casa una

nueva esposa, ama de casa, y lo más

importante, madre para su hijo.

Tras pasar un tiempo éste señor le pregunto

a su hijo:

_¿ Hijito qué diferencia hay entre esta

nueva mama y la antigua?

_La antigua era mentirosa y la nueva no -

Respondió el niño .

_¿Porqué dices eso? - preguntó su padre

_Mi mama me decia que me iba a castigar sin

cenar pero nunca lo hacia.-respondió el

niño._Pero mi mama nueva es diferente ayer

me dijo que si no paro de molestar me dejaba

sin comer -añadió a la vez que se le

quebraba la voz._Papá desde ayer me

encuentro con mucha hambre.-dijo el niño

llorando.





نوع مطلب : ادبیات، هنر، آموزش، 
برچسب ها : español، یک استکان داستان!،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 18 اسفند 1392 10:57 ق.ظ
سلام.... خوبیید؟ از آشنایی شما خوشبختم.... خوشحالم وبلاگم بهتون کمک میکنه ...من خیلی از زبان اسپانیایی خوشم میاد و اینکه یه مدت کوتاهی روش کار کردم ولی خدا قوت زبان خیلی سختیه .... موفق باشی
محمد استادولی سلام
قربان شما. شما خوب هستید ؟
تشكر از همراهیتون
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر